فقط یک بهار

کدام الگو ؟

 

سال گذشته نوشته ای را به بهانه ی روز ازدواج اسلامی ناتمام نوشتم و به

توصیه ی یکی از دوستان از ادامه و انتشار آن خودداری کردم ولی اکنون

 تلاش می کنم کوتاه و گذرا به آنچه در گمانم است اشاره ای بکنم و باقی

را بر نکته سنجی و اندیشه مداری ِ خواننده واگذارم.

نخست، معنا و مفهوم ازدواج اسلامی است که بایستی به شفافیت برسد؟

جامعه شناسان بحث های مفصلی پیرامون ازدواج داشته اندو کارکردهای آن

را برشمرده اند و روان شناسان نیز پیامدهای روان شناختی آن را مورد توجه

قرار داده اند و اندیشمندانی در سراسر دنیا همگان را به اقدا م برای ازدواج

فرا می خوانند... تا این جا حرفی نیست البته چون بنا دارم به موضوع خاصی

بپردازم فعلا روی اصل مقوله ی ازدواج سخنی نیست و گرنه بد نیست در مورد

این موضوع هم با هم، هم اندیشی و دگر اندیشی داشته باشیم و اما ازدواج

اسلامی که چند سالی است از سوی برخی افراد و نهادها مطرح می شود

در خود ابهاماتی دارد که باید طرح و پاسخ های آن داده شود.

ابتدا باید دانست که این مفهوم چه تعریفی را به ما نشان می دهد؟

 آیا منظوربرپایی سنّت ازدواج بر اساس توصیه های اسلامی است ؟

مثلا عمل به توصیه هایی از این دست که ولیمه ای به خاطر ازدواج داده

شود؟ مهریه سبک تعیین شود ؟ مراسم ساده برگزار گردد؟ در انتخاب

همسر  به دینداری فرد مقابل بها داده شود؟ و ...

یا سخن از الگوی کاملی از ازدواج با توجه به آموزه های اسلامی است؟

 

اگر مراد نکته ی اول است یعنی توصیه هایی که اسلام برای ازدواج داردکه در

جامعه ای مسلمان که اصول خود را بر پایه ی این دین قرار داده است و به تبع

آن پیمان ها ، قراردادها و مراسم و مناسبات خود را بر آن نهاده، فرض قطعی بر آن

است که تمام مقررات و مراسم و رفتارها و اخلاقیات و...بر اساس اسلام بنا شده

است و بر همین اساس ازدواج هم به شکل اسلامی در آن اتفاق می افتد...

 

ولی اگر منظور نکته ی دوم است یعنی طرح یک الگوی کامل ازدواج اسلامی با

همه ی ابعاد آن و به صورت کاملا شفاف و روشن. این مطلب باید به بررسی

گذاشته شده و دقیق تر و کارشناسانه تر اعلام شود، مابرای گسترش و

توسعه ی اسلام نیاز به الگویابی های متقن،موشکافانه و جامع داریم تا

 در برابر اشکالات و تفسیرها و تحلیل ها ی علمی از هر نگاه و منظری یارای

استقامت داشته باشد–نیازبه توضیح نمی بینم که بگویم که چون مابا نگاه ها

و خطاهای انسانی به بررسی می نشینیم، ممکن است جامه ای بر قامت

برخی مفاهیم اسلام بدوزیم که ناراست و کژ باشد.از این رو بایستی کارشناسیها

در فرایند الگو سازی های انسانی به دقت صورت گیردتا اِشکال خیاط برپارچه ی

قیمتی حمل نشود- به بحث خود برگردم:

الگو یعنی چه؟ انتظار ما از یافتن الگو آن است که قالبی منطقی،استاندارد

و متناسب با شرایط و توانایی هایمان در اختیار داشته باشیم تاباتطبیق رفتارها

یمان از آن پیروی کنیم.گفته می شودبادر نظر گرفتن چگونگی ازدواج امام علی

(ع) و حضرت زهرا (س) ما نیز به سنت اسلامی عمل کنیم.شکی نیست که

پیروی از آن بزرگان و معصومان ما را به حقیقت و رستگاری ِ واقعی نزدیک می

سازد اما با توجه به تعریف الگو و انتظار از کارکردهای الگو تا چه حدّ می توان

ازدواج آن دو بزرگوار را به عنوان الگوی کامل قابل فهم برای جوانان مطرح کرد؟

با چند پرسش منظور خود را بهتر بیان می کنم:

مثلا در مورد مهریه گفته می شود که پیامبر گرامی (ص) از علی (ع) پرسیدند

که چه داری؟(چه امکاناتی؟)حضرت در پاسخ امکانات واموال خود را که زیادهم

نبود را شمردند و پیامبر هم توصیه هایی کردندو توصیه کردند که چه چیزهایی

را برای خود نگاه دار و چه چیزهایی را بفروش ...

 

*حال اگر امام علی به جای شمردن چند قلم امکانات که در آن زمان

داشتند از دارایی های بیشتری برخوردار بودند مثلا نخلستان های

فراوان یا املاک خاص دیگر یا مثلا  تعدا د بیشتری اسب و شتر و ...

داشتند آیا باز هم پیامبر توصیه شان همین مقدار بود و طلب مهریه ی

 بیشتری نمی کردند؟

 

در واقع زمانی می توانستیم با اتقان بگوییم که شرایط تعیین مهریه با هر میزان

توانایی خواستگار به این شکل خاص و ثابت باشد که پاسخ این سوال در تاریخ

برایمان شفّاف شده باشد ... بارها دیده ایم که گفته می شود سخت نگیرید

پیامبر به توان داماد خود نگاه کردند و مهریه ای سبک تعیین کردند...اگردوستان

توجه بیشتری داشته باشند که در واقع توان و تمکن فرد مبنا قرار گرفته است.

آیا این به آن معناست که اگر داماد توانست و خواست می تواند مهریه بیشتر

و خرج بیشتری راه بیندازد؟یا پدر دختر بر این مبنا می تواندمطالبات بیشتری را

مطرح کند؟

همین مسأله را در مورد جهیزیه داریم...دراین که خانواده به قدر تواناییِ مالی

اقدام به تهیه ی جهیزیه کند شکّ و بحثی نیست این یک مقوله ی منطقی

است که در هر کیش و آیینی رعایت می شودبحث آن است که الگوی اسلامی

چه طرحی را برای آن نشان می دهد؟

 

*نکته ی دیگر این که یک الگو برای چه گستره ای حرف دارد؟

در ادامه ی سوالاتم، می پرسم که اگر منظور از ازدواج اسلامی الگوی رفتاری

امامان معصوم (سیره ی آن بزرگواران)است که در این صورت باید یک بازنگری ِ

جدّی در فهم خود از اسلام عزیز و فرهنگ جامعه ی خود داشته باشیم...بااین

بیان که زندگی ِ امامان ِ ما با آنچه که ما پیش رو گرفته ایم تفاوت های بسیار

داردو ما اگر داعیه ی اسلام داریم بایدباشجاعت به آن عمل کنیم و ترویج دهیم

و یانام مسلمانی ازخود برداریم.امامان معصوم ازدواج رسمی به آن معنا و شکلی

که فکر می کنیم و می شناسیم  نداشته و دارای کنیزهایی بوده اند که کاملا

شرعی وحلال هم بوده است،ونباید به خاطر کنیزبودن به آن بانوان به دیده ی

حقارت نگریست،چه آن که  بسیاری از آن وجودهای مطهر ازدامان همین کنیزها

برخاستند،در حرمت آنها همین بس که به این سعادت رسیدند که توسط بهترین

افرادبشری گزینش می شدند و نام مادر امام را می گرفتند،اگر چه امروز دیگر

رسم کنیزداری برپا نیست اما نزدیک ترین و منطبق ترین شکل به آن، ازدواج

موقت است که از سیره ی ائمه برمی آیدکه کاملا مورد تأییداسلام نیز هست.

اگر منظوراز الگوی ازدواج اسلامی سیره ی آن بزرگان است پس باید برای آنچه

گفته شد فرهنگ سازی صورت گرفته و ذهن همگان روشن شود .

و اگر هیچ کدام این نکات مورد نظر نیست پس منظور چیست؟

جوانی که می خواهد دست به یک ازدواج اسلامی منطبق بایک الگوی

 کامل بزند باید چه طرحی را بنگرد و رفتار خود را با آن تطبیق بدهد ؟

اگر این پرسش ها نابجاست از هم فکری ِ خود مرا بهره مند سازد و راهنمایی

بفرمایید و اگر به جاست در یافتن پاسخ های منطقی و مستدل یاری فرمایید.       

 

+ نوشته شده در یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط نیره حسینی نظرات ()