پرسشی از شما...
*** مریم و مهرداد، عاشق یکدیگرند. بهروز هم عاشق مریم است ، اما این عشق، یک سویه است و مریم، مهری از بهروز به دل ندارد.
***مریم در یک سوی دریاچه تنها مانده است و مهرداد و بهروز، سوی دیگر دریاچه اند. قایق رانی می تواند با قایق خود مریم را به مهرداد برساند. مریم از او تقاضا می کند که این کار را برایش انجام دهد، اما قایق ران تنها به یک شرط حاضر به انجام این کار است !
به شرط آنکه مریم خود را کاملا برای او عریان کند. مریم، چاره ای ندارد و برای رسیدن به مهرداد، تن به این شرط می دهد.
***مریم به مهرداد می رسد اما مهرداد حاضر به پذیرش او نیست چراکه خود را برای قایق ران عریان کرده است...
***مریم به سراغ بهروز می رود.. بهروز هم حاضر به پذیرش او نیست چرا که او اول به سراغ مهرداد رفت نه بهروز...
***ناظری از دور این ماجرا را می بیند...
به نظر شما در این ماجرا مقصر کیست؟ هر کدام از این شخصیتها، نماد چه چیزی هستند؟ (خرد،تعصب،عشق،و...)
مریم؟ مهرداد؟ بهروز؟ قایق ران؟ ناظر؟
لطفا حتما افراد فوق را به ترتیب در ارزیابی تان نام ببرید و نماد مورد نظرتان را در مقابل نامشان بنویسید...!









